(113) و لانفرانچي (17). به فراواني ذكر نام جالينوس و ابن سينا توجه كنيد (كه بيش‌از همه‌ٴ 56 نفر بقيه از آن دو نقل قول شده است‌) پس‌از آنان و با فاصله‌ٴ بسيار به‌نام تيودوريك بورگونيايي‌ برمي‌خوريم‌.
احترام موندويل به مراجع استنادش فراوان ولي مشروط بود: استقلال فكري او در مقدمه‌ٴ قرابادينش ديده مي‌شود. او مي‌گويد، نبوغ جالينوس نه كامل بود نه در حد نهايي‌. ((نويسندگان جديد در برابر پيشينيان در حكم كوتوله‌هايي هستند كه بر شانه‌ٴ غولي‌ نشسته باشند: هر آنچه را غول مي‌تواند ببيند آنان نيز مي‌بينند و بلكه بسي بيش‌از آن‌را.1

شكل 21. تصوير هانري دو موندويل‌. از يك نسخه‌ٴ خطي (كتاب‌خانه‌ٴ ملي پاريس‌، شماره‌ٴ 2030 كتاب‌هاي‌ فرانسوي‌) رساله‌ٴ جراحي او، كه تنها شامل كتاب‌هاي اول و دوم از تحرير اول است‌. اين نسخه در سال 1314 در زمان حيات موٴلف نوشته شده است‌. در اين تصوير، استاد در حال تدريس شاگردانش ديده مي‌شود. نيكِـز آن‌را تصويري كاملاً قابل قبول مي‌داند؛ درحالي‌كه همو تصويرهاي كولياك را معتبر نمي‌داند.


1 .(Nicaise(p. 754 اين همان مقايسه‌اي است كه اغلب به نيوتن نسبت مي‌دهند و اول بار در Metalogicon تأليف جان ساليسبري (دوازدهم ـ 2) آمده و او آن را به استادش برنار شارتري (دوازدهم ـ 1) نسبت مي‌دهد.